پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه

46

پژوهشى پيرامون شهداى كربلا ( فارسي )

دارد در همان مكّه بماند و مردم از او فرمانبردارى خواهند كرد . گرچه طبق روايت‌هاى تاريخى موضع وى جاى ترديد است و اين سخنان را از باب تعارف منافقانه بر زبان مىآورد . « 1 » به راستى با آن‌كه برخى از اين پيشنهادها خيرخواهانه و منطقى مىنمود ، چرا حسين بن على عليه السلام از پذيرش آنها خوددارى ورزيد ؟ به نظر مىرسد كه راز اين مطلب در تفاوت ميان نگرش و محاسبه‌هاى امام و ديگران نهفته باشد . آنان از ديدگاه سياسى و نظامى به قضيّه مىنگريستند و در نتيجه پيروزى امام بر بنىاميه و موفقيّت ايشان را محال مىديدند . ولى امام حسين عليه السلام با توجه به اخبارى كه از پدر و جدّش درباره شهادت وى نقل شده بود ، گويا در پى مأموريتى مىرفت كه حكم آن را پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم صادر كرده بود . روايت‌هاى چندى وجود دارد « 2 » كه كشته شدن حسين بن على عليه السلام به دست بنىاميه را پيش‌بينى كرده‌اند ؛ و حسين عليه السلام كه تسليم قضاى الهى بود ، بايد اين مأموريت را به هر قيمتى به انجام مىرساند .

--> كنيت او را رسول اكرم نهاده است . . . در وقعهء جمل همراه پدر خويش ، زبير ، به حرب اميرالمؤمنين ، على عليه السلام ، رفت . پس از فوت معاويه از بيعت با يزيد سر باز زد و [ تقريباً همزمان ] با حضرت حسين بن على عليهما السلام به مكه شد و پس از شهادت آن حضرت مدعى خلافت گشت و حكام يزيد را از حجاز براند . يزيد ، مسلم بن عقبهء مرّى را با سپاهى گران به دفع او گسيل كرد و مسلم پس از وقعة الحره بمرد و حصين بن نمير به جاى او به سردارى سپاه منصوب گشت ؛ و مكّهء مكرّمه را دربندان كرد و اين محاصره تا مرگ يزيد يعنى ربيع‌الاول 64 ه بكشيد . پس از مرگ يزيد مردم حجاز و عراق و فارس و خراسان يعنى تمام ممالك مسلمانى آن روز ، به استثناى مصر و شام ، خلافت ابن زبير پذيرفتند و عبدالملك مروان سپاهى به سوى عراق سوق كرد و با مصعب بن زبير ، برادر عبداللَّه ، حرب درپيوست . مصعب كشته شد و سپس [ عبدالملك ] حجاج بن يوسف ثقفى را به حجاز فرستاد و او به سال 72 مكهء مكرمه را در بندان و با منجنيق‌هايى كه به ابوقبيس نصب كرد ، خانهء خداى خراب كرد و اين محاصره به طول انجاميد تا در جمادى الآخر 73 در جنگ ، سنگى بر پيشانى عبداللَّه آمد و بشكست و سپاهيان حجّاج هجوم برده او را بكشتند و جسد او بر درختى نگون بياويختند و بنىاميه بار ديگر بر اصقاع اسلامى دست يافتند ( لغت‌نامهء دهخدا ) . ( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 383 ، دارالمعارف مصر . ( 2 ) . نمونهء اين روايات را در اين كتاب‌ها ببينيد : امالى طوسى ، 367 - 368 ، مجلس 13 ، حديث 781 / 32 ؛ الفتوح ، ج 4 ، ص 325 ؛ تاريخ ابن‌عساكر ( زندگينامهء امام حسين عليه السلام ) ، تحقيق محمودى ، ص 175 ؛ مجمع الزوائد ، ج 9 ، ص 187 - 188 ؛ مقتل الحسين عليه السلام خوارزمى ، ج 1 ، ص 231 - 247 .